کتاب پهلوانان نامدار در ایران

پهلوانان نامدار در ایران

گنجینه تاریخ ایران

 

شناسه کتاب                                                                    

 

  • ناشر : خلاق ، پل

  • موضوع : تاریخ ایران

  • گرد آورنده : سعید قانعی

  • شمارگان : 5000

  • تعداد صفحه : 96

  • نوع کاغذ : خارجی

  • قطع کتاب : جیبی

  • شابک : 8-018-233-964-978

کتاب پهلوانان نامدار در ایران

نمونه متن کتاب پهلوانان نامدار در ایران

 

اسفندیار

فقط دو بار اسم این دلاور پهلوان در اوستا آمده است . در آن دوبار نیز چیزی در مورد سرگذشت و زندگی او سختی به میان نیامده اما با این حال اسفندیار یکی از پهلوانان و نام دار ایران زمین است او پهلوان روئیین تن ایرانی است . بیش تر جنگ هایی را که اسفندیار انجام داده برای گسترش دین بهی است . جنگ های او در زمره ی جنگ های مذهبی و دینی قرار می گیرد . لقب اسفندیار در اوستا تخم است ، یعنی دلیر و هرچند در روایات دینی سرگذشت مشخص و معلومی ندارد . اما شاهنامه این مشکل کمبود اوستایی و پهلوی را جبران کرده است . فردوسی مطالبی را که در مورد اسفندیار در شاهنامه آورده از منابع خاصی استفاده کرده از منابعی به جز خداینامه . اسفندیار هیچ وقت به مقام شهریاری ایران زمین نرسید و طبعا نباید نام او در زمره شهریاران کیانی قرار گیرد ولی با این همه دلاوری ها و جنگاوری های که او برای دفاع و یاری از دین زرتشت و برانداختن دشمنان انجام داد . شایسته است که در این جا به خوبی از او یاد شود . گرزم یکی از نزدیکان گشتاسب به اسفندیار رشک می ورزید و به همین خاطر در مورد اسفندیار نزد گشتاسب بدگویی می کرد و سوءظن گشتاسب را نسبت به او بر می انگیخت .

شاه خیلی زود تحت تاثیر بدگویی های گرزم قرار می گیرد و برای به بند کشیدن اسفندیار دست به حیله و نیرنگ می زند .

این داستان سرآغاز یک غم نامه بزرگ در میان داستان های حماسی و ملی ایران است . بدگمانی گشتاسب نسبت به اسفندیار به جایی رسید که پدر فرزند خود را در حضور مردم به باد سرزنش قرار داد و به دستور او پسر را به زندان روانه کردند . اسفندیار که از جزئیات این موضوع ناآگاه بود . از این تصمیم گیری پدر متعجب شده بود . سرانجام این داستان این گونه است که پدر برای پسر خویش آن هم پسری چون اسفندیار کام مرگ را خواستار است ... ( صفحه 7 کتاب پهلوانان نامدار در ایران )

 

رستم

نام رستم در اوستا رئوته استخمه و در پهلوی رت استخمک یا رتستخم و در پارسی رستهم یا رستم یاد شده است . مارکوارت گمانه کرده است که کلمه رتستخمک در اوستا ، راوت ستخم و یکی از عنوان های گرشاسب بوده است . زیرا این دو پهلوان ، نه تنها از جهت کارهای پهلوانی به یکدیگر شبیه هستند ، بلکه از نظر مذهبی نیز شباهت و نزدیکی زیاد دارند . چون گرشاسپ و رستم هر دو در پایان کار خود مرتکب کارهای خلاف دینی شدند . اما این وجه های شباهت که مارکورات یاد آور شده دور از تاریخ و ناپذیرفتنی به نظر می آید و وجه شباهت این دو پهلوان تنها در برخی از کارهای پهلوانی است که در حماسه های تاریخی و ملی ایران مشاهده می شود . این هیچ گاه دلیل یکی بودن دو پهلوان و همسانی آن دو با یکدیگر نیست و اصولا گمان هایی که راوت ستخم یکی از صفت ها و عنوان های گرشاسب بوده ، در همان مرحله گمان و وهم باقی مانده و ادعای درستی به نظر نمی رسد .

نولد که بر عکس مارکوارت بر این باور است که داستان زال زر و رستم به هیچ روی در اصل با روایت گرشاسپ ارتباطی ندارد و در نسب نامه آن دو آمیزش دو نام با یکدیگر ساختگی است . چه اولا در اوستا فقط یکبار آنهم به عنوان کشنده اسفندیار ، رستم یاد شده و گرشاسپ در اوستا و در برخی از موارد شاهنامه در شمار شاهان است ، در صورتی که زال و رستم از پهلوانان شمرده می شوند .

اشپیگل گفته است که نویسندگان اوستا رستم را می شناختند اما عمدا از او نام نیاورده اند ، زیرا رفتار او مطبوع موبدان زرتشتی نبوده است . ( صفحه 64 کتاب پهلوانان نامدار در ایران )

 

پایان ماجرا

اردشیر با برز و برز آذر پیش رفت و مانند هر روز خون گاوان و گوسفندانی را که برای چاشت اژدها فراهم شده بود در برابر چشم او گرفت . اژدها به گمان آنکه خون خواهد خورد دهان گشود . اما اردشیر به چابکی روی گداخته را پیش کشید و در کام وی ریخت .

وقتی روی گداخته به درون اژدها دو پاره شد و آشوب در دژ افتاد . اردشیر برز و برز آذر را گفت تا آتشی بزرگ بیفروزند و یاران را خبر دهند و خود دست به سپر و شمشیر کرد و به پیروان اژدها حمله ور شد و به یاری یزدان پاک بسیاری از آنان را به خاک انداخت .

در همین هنگام سپاهیان اردشیر که دود آتش را از دژ دیدند اسب انگیختند و با یاری اردشیر به سوی دژ تاختند و فریاد برداشتند که پیروز باد ، پیروز باد اردشیر پاپکان شاهنشاه ایران که شمشیر در میان پیروان اهریمن گذاشته است .

نگاهبانان دژ ناتوان شدند و شکست در میان لشگریان هفتان بوخت افتاد . بسیاری به دست سپاه اردشیر کشته شدند و بسیاری از حصار دژ به زیر افتادند . دیگران زنهار خواستند و بندگی و فرمانبرداری اردشیر را گردن نهادند .

اردشیر دژ را برکند و ویران ساخت و فرمان داد تا شهری پاکیزه و آباد در جای آن بنا گذارند و هفت آتشکده در آن بنیان نهادند . گنج بسیار از دژ به دست اردشیر افتاد ، چنانکه هزار شتر مال و خواسته و درهم و دینار از دژ به اردشیر خوره که مقر اردشیر بود بردند .

برز و برز آذر را اردشیر به پاس وفاداری و یگانگی و فرمانبرداری پاداش نیکو بخشید و آنان را بر شهری در آن دیار امیر و خود به پارس بازگشت .

فهرست کتاب پهلوانان نامدار در ایران

فهرست کتاب پهلوانان نامدار در ایران :

 

اسفندیار

بهمن

ایرج

افراسیاب

داراب بزرگ

دارای 

رستم

کاوه

پهلوانان ایران و اسکندر

پیکار اردیشیر و اردوان

پایان ماجرا

منابع و ماخذ

نظرات کاربران درباره کتاب پهلوانان نامدار در ایران

نظری در مورد این محصول توسط کاربران ارسال نگردیده است.
اولین نفری باشید که در مورد کتاب پهلوانان نامدار در ایران نظر می دهد.

ارسال نظر درباره کتاب پهلوانان نامدار در ایران

لطفا توجه داشته باشید که ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
 
کد امنیتی *
captcha
قیمت: 25,000 ریال
وضعیت موجودی موجود
وزن 320 گرم